بر سنگ مزارم بنویسید افسرده دلی بود خفته در این معبد خاموش

زانجا بنویسید که او زاده غم بود و زغم های جهان گشته فراموش

زانجا بنویسید گل آلاله ای بود ، باد وحشی پرپرش کرد

آتشی بود باد غم آمد و در صحرا خاکسترش کرد

خدایا!

چرا بازی شرنوشت

چنین روزگاری برایم نوشت

من خاکی از خاک مینو سرشت

رسیدم به دوزخ به جای بهشت

/ 1 نظر / 13 بازدید
مریم و بهرادی

تو را به یک لحظه از بودن سوگند ! پنجره ی دلت راباز بگذار .....شاید این نسیمِ آخرین فرصت ِ من باشد ! بــــــ ـــروز کــــــ ــردیم......نمــــــــ ـــیای؟؟؟؟[نیشخند][چشمک][زبان]