حصار

امروز در نگاه تو معنا نمی شود  ٬ تو خاطرات گمشده ی سال های دور

تو راز سال های فراموشی منی......

جایی که هیچ حرف و حدیثی نمانده است ! !

قفل سکوت می شکند با نگاه تو ! !  تو چاره ای و مرهم خاموشی منی !

در پای کاج های رهای بدون بار ٬ در راه می نشینم و من یاد می کنم

 از روز های رفته و از سال های دور !

فریاد های خسته که بر باد می کنم !

باید بیابمت ........  ! !

امروز در نگاه تو معنا نمی شود ٬ تو راز سال های فراموشی منی  !

/ 0 نظر / 4 بازدید